یک عاشقانهی درخشان و غیرقابلپیشبینی؛ داستانی که با دیدار سرنوشتگونهی مردی به نام «چان» ــ که هر روز زندگیاش را مثل تعطیلات هیجانانگیز تابستانی میگذراند ــ و زنی به نام «ران» ــ که خودش را در زمستانی سرد و بیروح حبس کرده ــ زمانِ یخزده را دوباره بیدار میکند.